الشيخ رسول جعفريان
779
رسائل حجابيه (فارسى)
اينكه خواهند و خواهيد ديد ، فراهم آوردند كه نسبت به ايرانى و ايران بدون زحمت و مشقّت استيلاء و غلبهء تامّ پيدا كنند و به اسم تخفيف ظلم و نگهدارى حقوق و مجلس عدالت و ابطال باطل و احقاق حق شجرهء خبيثه ، مشروطه را در ايران ، چهل سال قبل آوردند ؛ و اين نهال چون بيست سال از غرسش گذشت ، شروع نمود به ميوه دادن تا به حال كه به اينجا رسيده ، به اسم ترقّى مملكت و ايرانپرستى و تمدّن و تحصيل معارف و اخلاق جامعه سادهلوحان را گول زده ، ايران را از مستعمرات خود قرار داده ، ناموس و دين و غيرت و آيين و حيا و عفّت را از ميان مسلمين ببرند و تمام اهالى او حكم كنيز و غلام داشته باشند براى كفّار ؛ چه آنكه بديهى است و دانشمندان هم گفتهاند : « الناس الى أشكالهم و أمثالهم أميل » ؛ مردم به همشكل و مثل خود ميلشان بيشتر و علاقه و انسشان زيادتر است ؛ هرگاه مسلمانان و كليهء اهل ايران از حيث لباس و زبان و علم و عمل و حركات و عادات و سكنات ، اروپايى مسلك و فرنگىمآب ، به تمام معنى بدون احتياج به امتحان و محك شدند ، ديگر براى خارجىها زحمتى ندارد استيلا و غلبه ، بلكه بدون حرب و ضرب مسلّط شوند ؛ اما آن كسى كه اين نكات را بفهمد ، كجا است . بايد پناه برد به حِصن حصين دين * بايد نمود تكيه به ركن ركين دين بايد نمود پاى هوا را عقال عقل * بايد كشيد اسب خرد زير بار دين بايد شرار كفر نشاندن به آب دين * بايد چشيد شربت آب معين دين بايد نهاد سر به خط انقياد شرع * بايد فكند چنگ بحبل المتين دين بايد شويم پير و جوان هم عنان دين * بايد شويم مرد و زنان ياوران دين بايد نشد شبيه به كفر و عدوى دين * بايد نشد مخالف زىّ و شعار دين بايد همى مباغضه با دشمنان دين * بايد نمود تفرقهء مبغضين دين بايد همى مصاحبه با مؤمنين نمود * بايد نمود تقويت مخلصين دين بايد نمود قد اجانب چو دال دين * بايد كه سر گرفت ز خصم مبين دين بايد ز سر گذشتن و گشتن نصير دين * بايد ز جان گذشتن و گشتن معين دين كوشش چنان كنيم كه از پا درآوريم * هر تيرهبخت را كه بود در كمين دين ابناء نوع راز كف اهرمن رها * سازيم و آوريم به زير نگين دين بارى ره صلاح چنين بود گفتمت * بايد پناه برد بحِصن حصين دين چون بيانات ملا عبد الرحمن به اين مقام رسيد ، جاسوسان به ادارهء نظميّه و حكومت زمان رساندند كه ملّا عبد الرحمن مداخله در امور سياسيه مىكند و با دولت وقت معارض و ياغى و طرف است . بعضى دوستان ملّا عبد الرحمن از قضيهء راپورت مفتّشين به او آگهى دادند كه